سید محسن طباطبایی مزدآبادی؛ رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران در گفتگو با خبرنگار گذراقتصاد، با اشاره به جایگاه بیبدیل مدیریت شهری در اقتصاد کلان، گفت: بانک جهانی برآورد میکند که بیش از چهار میلیارد نفر در شهرها زندگی میکنند و شهرها حدود ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را ایجاد میکنند؛ بنابراین کیفیت مدیریت شهری مستقیماً با بهرهوری اقتصادی، اشتغال و رفاه اجتماعی ارتباط پیدا کرده است.
وی در خصوص جایگاه نهادهای مالی در این اکوسیستم افزود: در چنین شرایطی، صندوقهای پژوهش و فناوری میتوانند از یک نهاد صرفاً مالی به یک موتور تحول در مدیریت شهری تبدیل شوند.
طباطبایی مزدآبادی با تأکید بر لزوم تغییر ساختاری در این صندوقها ادامه داد: برای تحقق این نقش، باید سازوکار عملکرد صندوقها تغییر کند. صندوق نباید صرفاً منتظر بماند تا یک شرکت برای دریافت تسهیلات مراجعه کند؛ بلکه باید به صورت فعال، مسائل اولویتدار شهر را شناسایی کرده و برای حل آنها به دنبال فناوری، شرکت دانشبنیان، سرمایهگذار و مدل مالی مناسب باشد.
وی در پاسخ به اینکه این رویکرد چگونه با الگوهای نوین مدیریتی همسو میشود، تصریح کرد: این رویکرد کاملاً با تفکر ناب همخوان است. در تفکر ناب، ابتدا «ارزش» تعریف میشود و سپس تمام فعالیتهایی که برای ایجاد آن ارزش ضروری نیستند، حذف یا کاهش مییابند. وی گفت: اگر این مفهوم را وارد مدیریت شهری کنیم، باید ابتدا بپرسیم ارزش از دید شهروند چیست؟ این ارزش میتواند کاهش زمان انتظار، کاهش هزینه خدمات، افزایش ایمنی، کاهش آلودگی، دسترسی آسانتر به خدمات، کاهش ترافیک و افزایش کیفیت زندگی باشد. پس صندوق پژوهش و فناوری باید منابع خود را به پروژههایی اختصاص دهد که مستقیماً یکی از این ارزشها را افزایش میدهند.
رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با استناد به مطالعات بینالمللی افزود: مطالعه OECD روی ۱۴۷ شهر نشان داده است که نوآوری و استفاده مؤثر از داده با رضایت بیشتر شهروندان از شهر و زندگی ارتباط دارد. همچنین در میان حوزههایی که نوآوری در آنها بیشتر به کار گرفته شده، حملونقل و جابهجایی، حکمرانی دیجیتال و توسعه اقتصادی برجسته بودهاند. وی ادامه داد: از این منظر، میتوان برای صندوقهای پژوهش و فناوری یک زنجیره تحول ناب شهری تعریف کرد که شامل «مسئله شهری → اولویتبندی → فراخوان نوآوری → انتخاب فناوری → نمونهسازی → اجرای پایلوت → سنجش نتیجه → توسعه → تجاریسازی» است. این زنجیره باعث میشود صندوق به جای توزیع منابع، مدیریت جریان نوآوری را بر عهده بگیرد.
وی با اشاره به شکاف موجود میان ظرفیتهای علمی و نیازهای اجرایی شهر اظهار کرد: یکی از نقاط ضعف بسیاری از نظامهای نوآوری، فاصله میان «ایده» و «اجرای واقعی» است. یک دانشگاه ممکن است فناوری مناسبی تولید کند، یک شرکت دانشبنیان توانایی تجاریسازی داشته باشد و شهرداری نیز نیاز واقعی داشته باشد، اما این سه بازیگر به دلیل نبود سازوکار هماهنگکننده نتوانند با یکدیگر همکاری کنند. وی تأکید کرد: صندوق پژوهش و فناوری میتواند این شکاف را پر کند؛ برای مثال، شهرداری میتواند مشکل «کاهش مصرف انرژی ساختمانهای شهری» را به عنوان یک مسئله اعلام کند. صندوق سپس شرکتهای فناور را برای ارائه راهحل دعوت کند، نمونههای پیشنهادی را ارزیابی و برای اجرای آزمایشی آنها سرمایه فراهم کند. پس از اجرای پایلوت، میزان صرفهجویی انرژی اندازهگیری شود و تنها فناوری موفق وارد مرحله توسعه شود.
طباطبایی مزدآبادی خاطرنشان کرد: این همان چیزی است که میتوان آن را نوآوری ناب شهری نامید. در این مدل، شکست یک نمونه آزمایشی کوچک الزاماً شکست محسوب نمیشود؛ بلکه اطلاعاتی برای جلوگیری از یک سرمایهگذاری بزرگ و ناموفق است. وی افزود: OECD نیز بر اهمیت ایجاد فرهنگ پذیرش ریسک معقول، یادگیری از شکست و استفاده از داده در فرآیند تصمیمگیری شهری تأکید کرده است. در بررسی شهرهای مورد مطالعه، حدود ۸۵ درصد شهرها اعلام کردهاند که دادهها نقش مهم یا نسبتاً مهمی در تصمیمگیریهای نوآورانه و سیاستگذاری آنها دارند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تحول در مدلهای مالی اشاره کرد و گفت: بنابراین، صندوقهای پژوهش و فناوری باید از «تأمین مالی مبتنی بر طرح» به سمت تأمین مالی مبتنی بر نتیجه حرکت کنند. وی افزود: در مدل مبتنی بر طرح، شرکت میگوید چه کاری میخواهد انجام دهد و صندوق درباره پرداخت منابع تصمیم میگیرد؛ اما در مدل مبتنی بر نتیجه، ابتدا شاخصهایی نظیر چند درصد کاهش هزینه، کاهش زمان، صرفهجویی انرژی، کاهش مصرف منابع، بهرهمندی شهروندان، افزایش رضایت و کاهش آلودگی مشخص میشود و سپس تأمین مالی بر اساس میزان تحقق این شاخصها مرحلهبندی میشود. این سازوکار علاوه بر کاهش ریسک، صندوق را از یک «وامدهنده» به یک شریک توسعه شهری تبدیل میکند.
رئیس انجمن علمی اقتصاد شهری ایران با بیان اهمیت تنوعبخشی به منابع مالی تصریح کرد: تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد اتکای صرف به بودجه شهرداری میتواند ظرفیت نوآوری را محدود کند. در مطالعه OECD، تقریباً تمام شهرهای بررسیشده از بودجه شهری برای نوآوری استفاده میکردند، در حالی که منابع منطقهای و ملی سهم پایینتری داشتند؛ در مقابل، بسیاری از شهرها در آینده به دنبال تنوعبخشی به منابع مالی خود بودند. وی گفت: از این رو، صندوقها میتوانند مدل تأمین مالی ترکیبی را توسعه دهند؛ یعنی منابع شهرداری، بخش خصوصی، سرمایهگذاران، منابع ملی، نهادهای بینالمللی و سرمایه شرکتهای فناور را در کنار یکدیگر قرار دهند. در این مدل، هر یک از بازیگران بخشی از ریسک را میپذیرد و فشار مالی مستقیم بر بودجه شهری کاهش پیدا میکند.
وی در پایان، راهکار عملیاتی خود را چنین جمعبندی کرد: برای تحولآفرینی واقعی، پیشنهاد میشود صندوق پژوهش و فناوری در هر شهر دارای پنج کارکرد اصلی شامل «شناسایی مسئله»، «ایجاد بازار نوآوری»، «تأمین مالی مرحلهای»، «ارزیابی اثر» و «توسعه راهحل موفق» باشد. وی افزود: در چنین ساختاری، صندوق در مرکز یک اکوسیستم شامل شهرداری، دانشگاه، شرکت دانشبنیان، سرمایهگذار و شهروند قرار میگیرد و خروجی این شبکه، نه صرفاً یک محصول فناورانه، بلکه حل یک مسئله واقعی شهری خواهد بود. طباطبایی مزدآبادی تأکید کرد: آینده صندوقهای پژوهش و فناوری در مدیریت شهری این نیست که پول بیشتری به پروژههای بیشتری بدهند، بلکه این است که با منابع محدود، مسائل بیشتری را با اتلاف کمتر و ارزش بیشتر برای شهروندان حل کنند.
















